لطفا بی اجازه وارد نشوید! این چهار دیواری تا مدتی به پنجره نیاز ندارد.
 

دست من نیست همه دنیا دست به دست هم دادن که من ادم بدی باشم

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 13:15 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |
ساعت ده و نیم الاچیق نگین

ترکوندم خودمو از بس خوردم و خندیدم

حرفای کاراندیش حسابی شوکه کرد منو...

انتظارشونداشتم

 

++و تو چرا هنوز رو من و ارایشم و پوششم غیرت داری؟چرا هنوز حسودی میکنی؟

 

خستم از زنده شدن خاطراتت تو هر جایی که پا میذارم...

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ساعت 7:52 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |
دیر اومدی واسه نشون دادن علاقت خیلی دیر...

داغون شدم...

دیگه دوس ندارم خودمو واسه کسی توضیح بدم

دیگه دوس ندارم حرف بزنم...

هنوز بلند میخندم...

هنوز تند تند حرف میزنم...

هنوز ترانه های جدید و هزار بار گوش میکنم...

ولی تو دیر اومدی دیر...


دیگه نای گفتنم نمونده برام...

تو هم تو جوی...


+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ساعت 14:41 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |

آره من میدونم دوست داری بدون این روزا با کیم

دل دست کی دادمو از روزای خود راضیم

آره من میدونم دوست داری بدونی من کجا هستم

دل به دل عاشق کی این روزا بستم

به خدا کنارتم هنوز به خدا به یادتم هنوز

سرتو بالا بیاری میبینی چشم به راهتم هنوز

آره من میدونم دوست داری بدون این روزا با کیم

دل دست کی دادمو از روزای خود راضیم

آره من میدونم دوست داری بدونی من کجا هستم

دل به دل عاشق کی این روزا بستم

به خدا کنارتم هنوز به خدا به یادتم هنوز

سرتو بالا بیاری میبینی چشم به راهتم هنوز

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ساعت 14:37 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد
 

 

دلم صبر میخاد صبر...

 

یکم هضمش واسه خودمم سخته چه برسه به بقیه...

 

+ تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 14:4 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |

همه لحظه ها غریبن بوی دلتنگی رو میدن 

تو میخای ازم جداشی اینو چشمای تو میگن 

اینو چشمای تو میگن که دیگه دوسم نداری 

واسه احساس کی امروز بیشتر از من بیقراری

من نمیخام کسی جز تو پرشه عطرش توی خونه 

نمیخام هیشکی بجز من توی قلب تو بمونه 

اما چشمات اینو میگن که دلت یجایی گیره 

باشه عشقم برو حتی اکه این نفس بگیره

+ تاريخ دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 8:40 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد
 

 

خب کتمان نمیکنم بعضی وقتا این تنهایی زجرآور میشه

+ تاريخ دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 8:35 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |


من از تو بارون نمیخام چشماتو گریون نمیخام 

بیشتر ازین گله نکن  از تو ستاره نمیخام 

فقط یه بار بایک نگاه بگو کنارم میمونی بگو بیادم میمونی

+ تاريخ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 8:36 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد
 

بعد از مدتها درد شانه و دست و سردرد دیروز معنای واقعی سلامتی را چشیدم

 

+ تاريخ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 8:32 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |
 

 

++من دوس داشتم بگه پولدار میشی یه کار شروع میکنی 

 

+ تاريخ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 8:31 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |

اوضاع رو به راه نیست...


++تاحالا عاشق کسی شدی که وجود خارجی نداره؟؟ مسخرست...

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 12:2 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |

حال و هوای عجیبی دارم خیلی عجیب...

+ تاريخ یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 11:11 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |
 

این روزها از فکر به آینده با امیدواری لذت میبرم

تداومش را میخاهم ...

 

+ تاريخ چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ساعت 8:49 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |
 

 بله زندگی یکم متفاوت تر میگذرد...

 

+ تاريخ سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ساعت 11:42 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |

نمیدانم این چه احساس عجیبیست که باز رخنه کرده درونم...

چشم که مشکی باشه زندگی زیبا میشود...

+ تاريخ یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 7:57 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |
دیروز واسه اولین بار دیدمش...

خوب و ساده بود

فقط خستست

عشق میخاد و آرامش

نمیدونه کجا پیداش کنه

فک میکنه من میتونم ولی من میترسم

میترسم آرامش الانشم بگیرم

وقتی لمسش میکردم نیازو تو نگاش میدیدم...


+ تاريخ شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 11:26 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد
 

روزهای پرماجرایی دارم...

روزهاییکه عاشقش هستم و نمیخاهد

دختریکه میخاهد و میخاهم و میداند عاشقم...

اوومدن ساناز شیراز

دیدن محبوبه

دیدن دوباره مختار

تصمیمهای من...

و زندگی ادامه دارد...

 

+ تاريخ شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 11:14 نويسنده انسان پوک پراز اعتماد |